الان که دارم مینویسم قشنگ میتونم پاشم علیرضا رو خفه کنمدیشب به اصرار شیوا وشبنم ماهم رفتیم ویلا که اجاره کرده بودن محدوده باغ بود
اولا حدود ۲ونیم ساعت که ترافیک بودیم تا رسیدیم و همه چی خوب پیش میرفتقرارشد شب حتما برگردیم چون برا خواب جایی نبود و منم ملافه نیاورده بودمطبق معمول نشست به خوردن و....هی خوردتا دیگه اختیار از کف رفت و تلو تلو و عققققققسگ تو روح خودش و جد و آبادشآرین کمک کرد تا توالت رفت و اونجا رو به گند کشوند و من مجبور شدم تمیز کنمتا صبح هم بالا سرش بودم میرفت توالت و عن تو روحشا
برچسب:
نویسنده: آرین اسدیپور
الان واقعا دارم خفه میشم گفتم بنویسم تا بلکم نفس کشیدنم راحتتر شه
دوبارهههههه ماشین خراب شد ...الف...ای بابا برا همه پیش میاد وسیله هست خراب میشه ب....و دوباره یادآور خرابی از ۲۰ سال میش ماتیز و پژو و جرثقیل و تنهایی هاش و شوش و کلانتری ته تهران و سفارش موتور و دادگاه و و دوباره این سیکل و برای بار سوم این سیکل و....خرابی لیفان و گیربکس و مکانیک و قیافه و ادای شازده و غم بزرگی که برام به یادگار گذاشت و دیروز و دوباره روشن نشدن و تنهایی و در زمان حاضر که باس قطعه میرفت برا تعمیر چون تعویض حدود
برچسب:
نویسنده: آرین اسدیپور
جمعه هست و دیشب آتی و عباس با مامان و محمد رضا و سمیرا و کیان شام خونمون بودن شب قبلش هم مامان بساط کتلت رو آورد خونه ما البته خودم اصرار کردم
خوب بود حس الانم چند وقته دوباره مخم داره شخم میزنهخاطرات قدیمی و داستلنهای قدیمیحسم باهاش صاف نمیشه چکار کنم هر لحظه که بهم دست میزنه بیشتر شندشم میشهمتاسفانه همون پایه رو هم نداریمنمیدونم والا ۵۱ روهم رد کردم حکمتش چیه یعنی قفلی زدن روم یعنی حتما نباید بشهچی بگماین روزها بیشتر درگیر رامتین شدم ۱۱ هست امسال دیگه دارم میرسم به خوان آخر انشاله شدشددددددد
برچسب:
نویسنده: آرین اسدیپور
خودم سلام خوبی عجب پوست کلفتی داستان
قرار شد بریم سفر...یکی از دخترا ابتدا کرد ویلا سرچ کردن...این خوبه و اون بده و...خلاصه شب که نه ونیم تشریف آوردند قرار بود ظهر خبر بده چه روزی میتونه مرخصی بگیره بابا مردم اسکل ما نیستن که وقتی شرایط رو نداری نمیریمخلاصه اکی دادن و بعداز خوردن هل هلی شام ولو رو کاناپه و خودش ابتدا کرد سرچپسر رو صدا زد جواب برامن کجا تو اینستا میرهپسر داشت درس میخوندمن رفتملرزان گوشی رو داد زدم رو فلشبهبهاولین نفر تو لیست عن خانم بود میگم این کیه خانم محمد حسنی از همکاراعصبی
برچسب:
نویسنده: آرین اسدیپور